First - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 18:26
کاش میتونستم بهت بگم من اینجام....دارم نگات میکنم،بگم ک قرار نیست هیچوقت برم و چشم ازت بردارمکاش میتونستم بگم که قراره تا آخرین هاله هایی که این دنیا میبینهگرمای تن منو دایره وار دور خودت حس کنیکه من آدم موندنم،اونم خیلی زیاد!که هیچکس نمیتونه جاتو واسه من بگیرهحتی اگه تمام آدم های دنیا برای دلم جا ب...
anne&green gables - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 18:26
نمیدونم بازم به اینجا سر میزنی یا ن اما با دیدن اسم دختر دارچینی دوباره به یاد اوردم...ci amon girlشاید این کلمه جواب سوالی بود که تمام این مدت از خودم میپرسیدم... مغزمو ب عقب میبردم تا یادم بیاد، تا بتونم ازت نشونی پیدا کنم اما انگار عقربه های ذهنم زنگ زده بودن...تنها کلمهای که یادم میومد دختر پرتق...
گفت هُشیاری بیآر، اینجا کسی هُشیار نیست.. - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 3:55
نقل است که درویش ی در آن میان پرسید که عشق چیست؟ گفت امروز بینی و فردا و پس فردا. آن روز ش بکشتندُ دیگر روز بسوختندُ سوم روزش به باد بردادند..یعنی، عشق، این است..!- تذکرة الاولیا
محو میشی..محو میشی؟ :) - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 3:55
پیروِ مصراعِ "دل که رنجید از کسی، خُرسند کردن مشکل است.." گوشی م رو روشن کردم، وارد کانتکت هام شدم و ایموجی ای که روی شماره ی سآرا بود رو پاک کردم..سآرا میبینی چقدر بده یکهو اینهمه افول کنی؟ میبینی چقدر بده که با کسی که دوست تِ بعد از چهار روز همچنان فضایی رفتار کنی؟ همه ی این آخر هفته از رفتار هات ...
خطاب به پروانه ها..؟ - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 12:02
#يك.روزَمى.كه.بوى.شانه.ى.تو.خواب.مى.بَرَدَم..پ.ن: از ديگر كراماتِ عدمِ حضورِ گوشى، علاوه بر ظرفِ ميوه ى تزئين شده بايد به درست كردنِ مخلوطِ آبِ پرتقالُ نارنگىُ انارِ طبيعى هم اشاره كرد..آخ آخ، انقدر خُنك بود كه انگار در لحظه از بهشت فرستاده بودن ش.. :)
ديشب، خواب ت بُرد؟ - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 12:02
a japanese legend says that if you can‘t sleep at night it’s because you‘re awake in .someone else’s dream #س.ا
من رو، اذيت، نكن. نه اينهمه حداقل. - تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 23:34
به كسى دل ببنديد كه بعد از گذشتنِ ٢٤ سال از آشنايى تون هم همچنان يادش باشه كه دوست داريد بوىِ نرگس توى خونه تون بپيچه..پ.ن: ٧ بهمن، حينِ ساعتِ ٥ تا ٧، تو نشستى توى كتاب-فروشىِ چشمه ى كريم خآن، و من..؟ #س.آ پ.ن ٢: سآرا ميبينى وقتى اينقدر بى ملاحظه باهام برخورد ميكنى چى ميشه؟ درسته كه من با كلام م ذهن...
وقتى قول دادم، ٢٧ ـُمِ آذر بود، شب بود. - تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 23:34
ميدونى، توىِ اين هفته خيلى ذهن م درگيرِ چگونگىِ تبديل شدن به يك كنكورىِ واقعى بود..خيلى خيلى اصلا، ميدونى به چه حالُ روزى ميوفتم اگه ادبيات نمايشىِ دانشگاه تهران قبول نشم؟ نميدونى..نميدونى..تصميم گرفتم تا ٧ تير، نه تئاتر برم، نه پارك جمشيديه برم، نه پيشِ سآرا برم، و نه هيچ جاىِ ديگه اى، وقتى آدم خود...
let’s cry.. - تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 9:44
هنوز دارم آرزو ميكنم كه هيچ كس ى بهم مسيج نده براى خريدِ بليت هامون، كه شلوغى آ تموم شن، كه بتونيم بريمُ ببينيمُ از دست ش نديم.. :(كى ميدونه كه اهميتِ تماشاى نمايش براى من چقدرِ..؟ :'(( [تئاتر يك ضرورت است، چيزى شبيه نان كه ضرورت زندگى است، تئاتر شكلى از مذهب است..] پ.ن: ميشه يك كمى برام معجزه بفرست...
هميشه باش، هميشه..خب؟ :) - تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 9:44
دو سال، دو سالُ نيمِ پيش بود گمونم، اون موقع من هنوز سآرا رو نداشتم..نشسته بودم لب كانترِ كنارِ پنجره و چاى ميخوردم كه همسايه كناريمون اومدُ تكيه داد به ديوارِ كنارِ پنجره شون، يكدونه شير داغ كن توى دست ش بود و يكدونه تلفن هم بينِ شونهُ گوشش و چون پُشت ش به پنجره بود من رو نديدُ شروع كرد بلند بلند ب...
مثلِ عطرِ دارچين ى و هل :) - تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 9:44
جآنِ دلم آخه دخترِ قشنگ گ..چطور ميشه كه اينهمه محبت رو ديدُ همچنان جآن از كف نداد؟ :") دلنشين ترين ى خآنمِ زيبا :)
خدانگهدار شرقىِ غمگينِ زيباىِ من :( - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:05
* [ پيام رو توى تيوال ارسال ميكنه، صفحه رو ميبندِ، و با سرانگشت ش اشك رو از گوشه ى چشم ش پاك ميكنه..] + تاريخ سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۶ساعت 15:52 نويسنده هليا |
بيا برگرديم..فقط كافيه برسيم به مرزِ زمان.. - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 8:15
بعضى چيزها ـَم هستن كه تو ميبينيشون و يكهو به محض ديدن، ميرى به دنيايى كه ازشون ساختى، دنيايى كه در وصف نميگنجه..،ميدونى آدم چطور ميفهمه كه به سالهاى زندگى ش تعلق نداره؟ وقتى ميفهمه كه ميبينه با ديدنِ پوسترِ يك نمايش كه راوىِ داستانى متعلق به دهه ى پنجاهِ اينقدر پرت ميشه توى دهه هايى كه هيچ طعم شون ...
چقدر امروز يكشنبه نيست.. - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 8:15
ولى باور كن كه هيچ وقت نميبخشم ت بابتِ اين دو روز، هيچ وقت. پ.ن: با اين حجم از فيلترينگ و vpn ى كه وصل نميشه، چه بايد كرد؟
هزار بار لطفا.. :( - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 8:15
ميدونى، حقيقتا الان هيچ نگرانى اى ندارم به جز اينكه تظاهرات تا ١٧ دى جمع نشه و من بمونم و شرقىِ غمگين ى كه از دست م رفته و يك عالم غصه.. :((كاش انقدرى تكنولوژى پيشرفت كرده بود كه براى رسيدن به مقصد فقط لازم بود درِ كمد ت رو باز كنى و پلك بزنى..تاداا، به مقصد رسيديم..اون وقت لازم نبود كه از ده روز قب...
همچنان بر اينم كه نبخشم ت آ.. - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 8:15
نه amelie رو ديدم و نه اثرى از كيشلوفسكى رو، و نه حتى شب هاىِ روشن ى كه اينهمه عصرى توى فكر ش بودم رو..jack et la mécanique du coeur ـِ دوست داشتنى رو ديدم.. :( چطور آخه ممكنه الان كه من بتونم اين حجم از محبت م به فرانسوى رو بگنجونم لا-به-لاى كلمات..؟ هوم؟ :'( بيا به اين فكر نكنيم كه چقدرر دلفريب تر...
كآشكى بازم اجرا شى خب..كآشكى.. - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 8:15
ميدونى، دوست دارم خوندنِ نوشته هات رو، اينى كه ميخونمُ لبخند به لب م ميادُ فكر ميكنم كه اين يعنى دوست داشتن..؟ و بعد، ميامُ اينجا ازت مى نويسمُ تو -احتمالا- ميخونى شون؛ ولى پى نميبرى كه منظورم خودِ تويى..اينجور وقت آ يادِ اَملى ميفتم ^-^پ.ن: بيا واقع بين باشيم، اگه شلوغى آ حتى امروز هم تموم شن، نميت...
همينطورى مدام خوشحال باش ^•^ - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 8:15
توى ماشين به اين نتيجه رسيدم كه اگه يك روزى ديدم ت، و ديدم همونى هستى كه فكرش رو ميكردم، در دم برات close to you ىِ carpenters رو پلى كنم، بلكن بدونى كه چقدر لطيف ى و دلنشين :)پ.ن: قشنگ از اون روزآ ست كه هى باخودت فكر ميكنىُ ريز ريز ميخندىُ ديگران بهت نگاه عاقل اندر سفيه ميندازن :)) پ.ن ٢: بلند شو ب...
امروزِ عجيب رو دوست دارم - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 8:15
حال دلپذيرىِ كه حينِ سايه زدن تركِ nothing else matters متاليكا پخش بشه و تو يكهو بيوفتى وسطِ خاطراتِ دلپذيرِ ٩ آذر..ربكا ـى كه نيمه باز افتاده روى ميزِ چوبىِ كافه و نورِ ملايمى كه به ورقه هاى كتاب ميتابِ و گل هاى خشك شده ى آويزون از ديوار..و اون رايحه ى دوست داشتنى، و اون رايحه ى دوست داشتنى.. :)پ....
#مردِ.عينكىِ.ساختمونِ.روبه.رويى - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 4:10
امشب همه ى چراغ هاى خونه ت روشن بودن، صندلى هاى بالكن ت هم از صبح دورِ ميز چيده شدن، روزِ خوبىِ..نه؟ :)